مینویسم...
نه برای آنکه کسی مرا بخواند،
مینویسم چون بعضی دردها
در سینه نمیمانند.
مینویسم از عشقهایی
که در سکوت پیر شدند،
از دلتنگیهایی
که راهی به زبان پیدا نکردند،
و از امیدهای کوچکی
که در تاریکترین شبها
چراغِ قلبِ آدم بودند.
من نویسنده نیستم...
فقط مترجمِ احساساتی هستم
که خیلیها
جرئتِ گفتنشان را ندارند.️
نه برای آنکه کسی مرا بخواند،
مینویسم چون بعضی دردها
در سینه نمیمانند.
مینویسم از عشقهایی
که در سکوت پیر شدند،
از دلتنگیهایی
که راهی به زبان پیدا نکردند،
و از امیدهای کوچکی
که در تاریکترین شبها
چراغِ قلبِ آدم بودند.
من نویسنده نیستم...
فقط مترجمِ احساساتی هستم
که خیلیها
جرئتِ گفتنشان را ندارند.️
4.2
عاشقانه شعر امید در تاریکی عشق در سکوت درد دل ننوشته ترجمه احساسات آیا میدانستید «نوشتار درمانی» یا «Expressive Writ...