سندرم ناجی؛ وقتی برای کسی تراپیست میشوی که دامپزشک لازم دارد:
در روانشناسی به این وضعیت «سندرم ناجی» میگویند؛ مغز شما در نقش مراقبِ فردِ آسیبدیده، دوپامین دریافت میکند و دقیقاً مثل قمار، پیشبینیناپذیری رفتار طرف مقابل، تعلقات عاطفی را قویتر میکند. به همین دلیل است که آدمها ماهها برای کسی «تراپیست» میشوند که عملاً نیاز به مداخلهی تخصصی یا حتی فاصلهگذاری دارد، نه همراهی عاطفی. چرا این نقش برای مغز ما اعتیادآور است؟
راهکار:
این جمله را میشود از زاویهی «مرزگذاری» خواند: وقتی کسی به جای درمانگر به «دامپزشک» نیاز دارد، یعنی مشکل از جنس رامکردن رفتار است نه همدلی. تو در چرخهی ناجیگری گیر افتادهای؛ خروج از این چرخه با تشخیص تفاوت «همراهی» و «مسئولیت درمانِ دیگران» شروع میشود.