وقتی ادبیات در وصف تو کهنه میشود:
در زبانشناسی، «خستگی استعاره» یعنی هر استعاره با تکرار، قدرت تصویریاش را از دست میدهد. رولان بارت میگفت عشق به «زبانِ ناتوان» میرسد، چون معشوق از واژهها فراتر میرود. شعر مدرن فارسی هم از همین بحرانِ کهنهشدن ادبیات در برابر تجربههای تازه شروع شد. آیا عشق توصیفناپذیر است یا ادبیات فقط تنبل شده؟
راهکار:
این جمله یک پارادوکس زیبا میسازد: ادبیات کهنه میشود، اما معشوق تازه میماند. برای عمیقتر شدن، میتوانی همان ایده را در قالب یک شعر سپید ادامه بدهی: واژهها فرسودهاند، اما سکوت میان دو نفر هنوز بکر است.