"پارت٣٢_رمان درپناه تو"
...پیدا بشه.
بابا داشت از عصبانیت منفجر میشد.
رگهای گردنش بیرون زده بود و مدام تکرار میکرد: «آتیش میزنم اینا رو… آتیش میسوزونمشون… همهشونو…»
استغفرالله جانمازی که مسلمون با اون نماز میخونه بابا اونطوری توصیف کرد. استغفرالله
فقط میدیدم که بابا چطور داره اون رو مثل یه گناه بزرگ نگاه میکنه.
مامان هر کاری میکرد که آرومش کنه، ولی انگار فایدهای نداشت...️
...پیدا بشه.
بابا داشت از عصبانیت منفجر میشد.
رگهای گردنش بیرون زده بود و مدام تکرار میکرد: «آتیش میزنم اینا رو… آتیش میسوزونمشون… همهشونو…»
استغفرالله جانمازی که مسلمون با اون نماز میخونه بابا اونطوری توصیف کرد. استغفرالله
فقط میدیدم که بابا چطور داره اون رو مثل یه گناه بزرگ نگاه میکنه.
مامان هر کاری میکرد که آرومش کنه، ولی انگار فایدهای نداشت...️
3.5
درگیری خانوادگی کنترل خشم پدر رمان فارسی توصیف عصبانیت در داستان خشم شدید میتواند باعث «تونل بینایی» شود، جایی که ...