حکایت گربه و گوشت؛ توجیه ناکامی بعضیها:
مثل «گربه دستش به گوشت نمیرسد، میگوید بو میدهد» نمونهای از «انگور نرسیده ترش است» در افسانه ازوپ است؛ روانشناسان آن را توجیه شناختی مینامند: وقتی رسیدن به هدف سخت میشود، ذهن ارزش هدف را پایین میآورد تا احساس ناکامی را کم کند. اما این مکانیسم گاهی انتقاد واقعی را هم رد میکند. شما کدام ایرادها را توجیه ناکامی میبینید؟
راهکار:
این حکایت را میتوان اینطور بازخوانی کرد: بعضی انتقادهای تند نه درباره کیفیت هدف، بلکه درباره فاصله گوینده با آن است. دفعه بعد که کسی چیزی را «بودهنده» خواند، ببین چقدر به آن نزدیک بوده که به آن نرسیده.