ما وسط جهنم هستیم؛ طنز سیاه ترس از جهنم:
در الهیات، جهنم اغلب نه مکان بلکه وضعیت جدایی از معناست؛ آگوستین آن را انفصال از خدا میدید و روانشناسی مدرن آن را استعارهای از انزوای ادراکی میفهمد. طنز سیاه هم وقتی فعال میشود که مغز برای کاهش بار هیجانی، تهدید را به بازی زبانی تبدیل میکند؛ همان مکانیزمی که جمله را از درد به ژست تبدیل میکند.
راهکار:
این جمله جهنم را از یک وعدهٔ آینده به یک تجربهٔ اکنونی منتقل میکند؛ همین جابهجایی، طنز را به مکانیزم دفاعی تبدیل میکند. برای عمق بیشتر، یک صحنهٔ مشخص از «وسط جهنم بودن» را با یک حس فیزیکی مثل صدا، گرما یا تاریکی و یک جزئیات روزمره بنویس تا خواننده آن را با پوست و استخوان حس کند، نه فقط به عنوان شعار.