تنهایی: سکانس پایانی تمام عشقها:
بر اساس پژوهشهای عصبشناسی، مغز ما درد طردشدگی عاطفی را همانند درد فیزیکی پردازش میکند؛ قشر پیشپیشانی میانی دقیقاً همان ناحیهای است که هنگام سوختن یا شکستن استخوان فعال میشود. به همین دلیل تنهایی ناشی از پایان عشق میتواند بهمعنای واقعی کلمه «آزاردهنده» باشد. شاید این پاسخ، ریشه در نیاز تکاملی ما به تعلق به گروه داشته باشد. آیا اگر عشق سکانسی موقت بود، مغز چنین واکنش شدیدی نشان میداد؟
راهکار:
تنهایی پایان عشق را میتوان نه نقطه پایانی، که وقفهای برای بازگشت به اصالت خود دید. همان سکوتی که به شما امکان میدهد بدون نیاز به تأیید دیگری، دوباره خودتان را کشف کنید. چه میشود اگر این سکانس پایانی، سکانس آغازین عشق به خویشتن باشد؟