گمشدن در تاریکی و جستجوی نور:
پارادوکس تاریکی: چشم در تاریکی مطلق نه سیاه میبیند نه نور؛ مغز از نویز عصبی تصویر میسازد. پژوهشها نشان میدهد جستجوی نور در تاریکیِ روانی با «اثر خطکشی» همراه است: هرچه بیشتر دنبال نشانه بگردی، کمتر میبینی. تاریکی فیزیکی هم عدم نور نیست، فقدان فوتون قابلتشخیص است. شاید گمشدن، نقطهٔ شروع دیدن باشد.
راهکار:
تاریکیِ درون همیشه نبودِ نور نیست؛ گاهی چشم به نور عادت نکرده یا مغز از نویز عصبی، سایه میسازد. در شعر، «نورِ نیست» میتواند استعارهٔ انتظار باشد نه واقعیتِ مطلق. همانجا که گم شدهای، اولین نقطهٔ شروع نقشه است؛ نوشتن یک خط دربارهٔ همین تاریکی، خودش یک منبع نور کوچک است.