تنسی ویلیامز و ترس از عادت به تنهایی:
مغز انسان تنهایی را دقیقاً در همان نواحیای پردازش میکند که درد فیزیکی را حس میکند؛ یعنی از نظر زیستشناسی، طردشدگی واقعاً «آزاردهنده» است. ترس تنسی ویلیامز از عادت کردن به تنهایی یک هشدار تکاملی است: اگر زنگ خطر خاموش شود، ما برای همیشه از گله جدا میافتیم. پژوهشها نشان میدهند تنهایی مزمن حتی ماده خاکستری مغز را در بخشهای مسئول همدلی کاهش میدهد. به زبان ساده، عادت به تنهایی فقط یک حس نیست، معماری مغز را عوض میکند. تا حالا لحظهای بوده که حس کنید زنگ خطر تنهاییتان بیصدا شده؟
راهکار:
این جمله را میتوان اینطور بازنگری کرد: «ترس از عادت کردن به تنهایی، یعنی هنوز زنگ خطرِ نیاز به وصل شدن در من خاموش نشده.» تنسی ویلیامز اینجا از مرز لغزندهای حرف میزند که در آن انتخابِ تنهایی به سرنوشتی عصبی تبدیل میشود. ذهن برای حفظ بقای اجتماعی باید از تنهایی منزجر بماند؛ اگر به آن عادت کنی، مدار پاداش مغز دیگر فرق انزوا و وصل را حس نمیکند.