تنهایی در پایان زندگی؛ وقتی نه یاری میماند نه رفیقی:
در لحظهی مرگ، شنوایی آخرین حسی است که از کار میافتد؛ پژوهشهای بالینی روی بیماران در حال احتضار نشان داده که حتی وقتی پاسخگوی حرکتی نیستند، میتوانند صداهای اطراف را بشنوند. همزمان، امواج مغزیِ لحظات پایانی شبیه حالت مرور خاطرات است، انگار مغز دارد زندگی را برای خودش روایت میکند. پس شاید «یاری» نماند، اما روایتِ درونیِ تو تا آخرین ثانیه میماند. آیا این یعنی هیچکس واقعاً تنها نمیمیرد؟
راهکار:
اگر این جمله را از زاویهی دیگری ببینیم، بهجای تأکید بر نبودن دیگران، به حضورِ خودِ آدمی اشاره دارد؛ شاید دعوتی باشد به شناخت آن بخش از وجود که در غیاب همه، همچنان میماند.