تنها کسی که همیشه میماند؛ خودت!:
در روانشناسی تحلیلی یونگ، مفهوم «خود» (Self) تنها پدیدهای است که از تولد تا مرگ بدون وقفه همراه ماست، چون هویت ما از آن نشئت میگیرد. جالب اینجاست که حتی در سلولهای بدنمان هم پس از هفت سال هیچ سلولی از گذشته باقی نمیماند، اما «من» روانی پیوسته میماند. این تناقض، همان چیزی است که فیلسوفانی مثل دیوید هیوم را سردرگم کرد: آیا «خود» واقعاً یک چیز ثابت است؟ شاید تنها کسی که همیشه میماند، خاطرهای باشد که خودت هر لحظه بازنویسی میکنی.
راهکار:
اینکه خودت تنها کسی هستی که همیشه میماند، در عین ترسناکی میتواند آزادیبخش باشد. پذیرفتن این تنهایی دائمی، تو را از توقع بیهوده از دیگران نجات میدهد و به مرکز قدرت شخصیات تبدیل میشود؛ مثل نقاشیای که خودت باید هر روز رنگهایش را تازه کنی.