وقتی فرار از یادها به فراموشی کامل میانجامد:
تحقیقات عصبشناختی نشان میدهد که مغز ما خاطرات را با هر بار یادآوری بازنویسی میکند؛ پس فرار از یک خاطره، عملاً آن را قویتر در ناخودآگاه تثبیت میکند. جالب اینجاست که فراموشی اجتماعی (being forgotten) نیز از همین مکانیزم پیروی میکند: هرچه کمتر دیده شویم، نورونهای مرتبط با ما در ذهن دیگران ضعیفتر میشوند. آیا این یک انتخاب ناخودآگاه برای ناپدید شدن است؟
راهکار:
این بیت یک پارادوکس روانشناختی را به تصویر میکشد: هرچه بیشتر از دیگران فرار کنیم تا خاطرات را دفن کنیم، بیشتر در ذهنها محو میشویم. شاید راه رهایی، نه فرار، بلکه روبهرو شدن با همان یادها و بازآفرینی ارتباط باشد.