جامعهای که دستفروش را تنبیه و آدمفروش را تشویق میکند:
پژوهشهای علوم اعصاب میگوید قشر جلومغزی انسان «پاداش» و «مجازات» را نه بر اساس عدالت ذاتی، بلکه بر اساس تکرار و تأیید اجتماعی یاد میگیرد. وقتی قانون و عرف، دستفروش را خلافکار و آدمفروش را تاجر معرفی کنند، مداربندی عصبیِ «درست/غلط» هم بازنویسی میشود. این پدیده را عادیسازی تدریجی شر مینامند؛ دقیقاً همان مکانیسمی که در نسلهای بعد از نظام بردهداری، خریدوفروش انسان را «بیضرر» نشان میداد. پس جملهات فقط یک نقد نیست؛ یک هشدار عصبشناختی است. آیا انسانیت یک «انتخاب» است یا یک «بازتابِ ساختار»؟
راهکار:
میشود این جمله را برعکس خواند: هر جا «جستجوی انسانیت سخت» است، یعنی هنوز کسانی هستند که به دنبالش میگردند؛ خودِ این جمله، نشانهی زنده بودن معیار انسانی است.