آرزوی یاد نگرفتن وابستگی؛ ریشههای روانشناختی:
نظریهٔ دلبستگی بالبی میگوید نوزادان انسان برای زنده ماندن کاملاً وابسته به مراقب هستند - این یک ویژگی زیستی است، نه یک انتخاب. جالب اینجاست که مغز ما در بزرگسالی همان مدارهای نورونی دوران نوزادی را برای 'دلبستگی' فعال میکند. پس آرزوی «یاد نگرفتن وابستگی» درواقع آرزوی تغییر در ساختار تکاملی مغز است. آیا میتوان با آگاهی از این مکانیسم، وابستگی سالم را از ناسالم تشخیص داد؟
راهکار:
وابستگی یک نیاز غریزی و تکاملی برای بقای نوزادان است. اما در بزرگسالی، سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی یا اضطرابی) اغلب ریشه در تجربیات کودکی دارند. آگاهی از این ریشهها میتواند به جای حسرت، مسیر رشد را هموار کند.