پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان:
در روانشناسی «قانون اوج و پایان» میگوید خاطرهٔ ما از هر تجربه، نه بر اساس جمع جبری لحظات، که بر اساس شدیدترین لحظه (اوج) و پایان آن شکل میگیرد. برای همین یک پایان تلخ کوبنده، در بلندمدت اثر روانی کمتری دارد تا رنجی رقیق ولی بیانتهایی که هر روز ذهن را فرسوده میکند. مغز ما تشنهٔ وضوح حتی از نوع تلخ آن است تا بتواند پرونده را ببندد. به قول شاعر: «مرگ با طبل و شیپور، بهتر از زندگی با نالهٔ خاموش.» این انتخاب، در واقع ادای احترام به خود است.
راهکار:
گاهی یک پایان تلخ قطعی، مثل یک جراحی دقیق روی زخم چرکین است. در روانشناسی به این «بستن پرونده شناختی» میگویند: ذهن با یک نقطهٔ پایان مشخص، سریعتر از رنج پراکنده و بیانتهایی که هر روز نیش میزند، التیام پیدا میکند. انگار تهماندهٔ تلخی را یکباره سر میکشی تا مزه اش تمام شود.