نبودنت کسری با مخرج صفر؛ استعاره عاشقانه ریاضی:
در ریاضیات، تقسیم بر صفر تعریفنشده است؛ نه بینهایت، نه صفر. در حسابِ حد، وقتی مخرج به صفر میل میکند، کسر به سمت بینهایت میرود، اما خودِ صفر، مرزِ تعریف است. در فیزیک هم تکینگیِ سیاهچاله جایی است که قوانین فیزیک میشکنند؛ انگار نبودنِ آن شخص، تکینگیِ عاطفیِ جهانِ توست. آیا عشق هم حدی دارد که به صفر میل کند؟
راهکار:
اگر بخواهی همین تصویر را در زبان کامپیوتر بگویی: نبودنت یک «Division by Zero» است؛ نه فقط بیمعنا، بلکه سقوط کل سیستم. این قاب را میتوانی در یک شعر کوتاه دیگر هم بسط بدهی.