تکرار غصه در کالبد لبخند؛ روایت غم پنهان:
در روانشناسی به آن «لبخند افسرده» میگویند؛ عضله زیگوماتیک لبخند را میسازد اما عضله دور چشم درگیر نمیشود. پژوهشها نشان میدهد سرکوب مداوم غم برای حفظ ظاهر، فشار خون و سطح کورتیزول را بالا میبرد و حافظه عاطفی را مختل میکند. غمِ مکرر در قاب لبخند، رها نمیشود بلکه در بدن انبار میشود.
راهکار:
این جمله نسخهای فشرده از مفهوم «لبخند افسرده» است؛ در روانشناسی به لبخندی که فقط لبها را حرکت میدهد و اطراف چشم را درگیر نمیکند، لبخند غیردوشن میگویند. غمِ تکرارشونده، عضلات صورت را فریب میدهد اما سیستم عصبی را نه. اگر خواستی گسترشش بدهی، از زاویه همان فاصلهی پنهان بین لبخند و بغض بنویس.