نترسم که با دیگری خو کنی؛ طعنهای از جنس دلتنگی:
در روانکاوی پدیدهای هست به نام «اجبار به تکرار»: افراد ناخودآگاه الگوهای آزاردهنده کودکی را در بزرگسالی بازآفرینی میکنند. اینجا گوینده دقیقاً همین مکانیزم را نشانه میگیرد؛ نه از رفتن، که از تکرار همان رفتار ویرانگر با دیگری هراس دارد. جالب است که گاه ما اسیر الگوی خودیم، نه آدمهای تازه. آیا خودمان هم بیخبر داریم در هر رابطه همان نقش قدیمی را بازی میکنیم؟
راهکار:
این جمله بهجای ترس از جایگزینی، هوشمندانه تیر را به سمت رفتار خود فرد برمیگرداند. در روانشناسی به این کار «تمرکز بر الگو» میگویند: شما نه از شخص جدید، که از تکرار شدن همان پویایی مخرب میترسید. دفعه بعد که چنین حسی آمد، از خود بپرسید «این الگو اولین بار کجا شکل گرفت؟» جواب اغلب به کودکی یا رابطه قبلی برمیگردد.