جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تخیل مرگ و تشییع جنازه

1 پست
متن های تخیل مرگ و تشییع جنازه / بهترین متن تخیل مرگ و تشییع جنازه [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
هزاران غروب دلگیر دیدم اما رفتن تو دلگیرترین خاطره‌ی عمرم شد 🖤.️
4.0
غمگین جدایی رفتن کسی که دوستش داری غروب و جدایی دلتنگ شدن دلگیرترین خاطره
وقتی غروب را می‌بینی، در واقع خورشید پایین نرفته؛ ...

رفتن تو؛ دلگیرترین خاطره هزاران غروب:

وقتی غروب را می‌بینی، در واقع خورشید پایین نرفته؛ زمین با سرعت ۱۶۷۰ کیلومتر بر ساعت از آن دور شده است. اما جدایی یک پدیده فیزیکی نیست، یک انفجار شیمیایی در مغز است: ماندگاریِ یک خاطره به شدت ترشح نوراپی‌نفرین و کورتیزول در آمیگدال بستگی دارد. پس آن خاطره فقط یک تصویر نیست، یک مدار عصبی است که با ضربه عاطفی حک شده. آیا با هر بار یادآوری، همان مدار را دوباره فعال می‌کنی؟

راهکار:

این متن را از چشم یک روایت‌پرداز ببین: «هزاران غروب» یعنی تو بارها سختی را تاب آورده‌ای و این یکی فقط تلخ‌ترینش بوده؛ پس همان «دلگیرترین بودن» سقفِ غم تو را نشان می‌دهد، نه کل داستان عمرت را.

مثلا بمیرم:)
یهویی:)
بیان بگن پاشو خره:)
شوخی قشنگی نیست:)
بیان دستمو بگیرن ببینن سرده:)
نبض؟
نمیزنه:)
قلب؟
نمیزنه:)
یهویی صرو صدا همه بلند شه:)
بگن عه
دختر خوبی بودا:)
ببرنم غسل خونه؛)
مرده شور با ناز بشوره:)
مرده شور با دیدن خطای دستو پام بغض کنه:)
بگه سنی نداره اینا چیه:)
بزارنم زیر خاک:)
زیر لب بگه دیگه نیا بیرون جات همینجا#خوبه:)
بعدشم خاک
یه بیل:)
دو بیل:)
سه بیل:)️
4.0
غمگین طنز نیاز به دیده شدن غسل میت خیالی تخیل مرگ و تشییع جنازه طنز تلخ مردن
در روان‌شناسی، خیال‌پردازی درباره مرگ و واکنش دیگر...

متن طنز تلخِ مرگ؛ یک تخیل عجیب از تشییع جنازه:

در روان‌شناسی، خیال‌پردازی درباره مرگ و واکنش دیگران اغلب با نیاز عمیق به دیده‌شدن گره خورده است؛ مغز سناریوهای «بعد از من» را می‌سازد تا فقدان همدلی کنونی را جبران کند. در fMRI، یادآوری محبت دیگران پس از سناریوی جدایی، همان نواحی پاداش مغز را فعال می‌کند که نوازش فیزیکی فعال می‌کند. خاک هم اینجا یک پرده آخر است: هر بیل، یک قطع ارتباط نمادین.

راهکار:

این متن را می‌شود یک آینه وارونه از نیاز به محبت خواند؛ ذهن با نمایش مرگ، نبودِ لمس و توجه را فریاد می‌زند. شاید ادامه‌اش این باشد که راوی از قبر بیرون بیاید و بگوید: «هنوز گرمم، فقط کسی دستم را نگرفته بود.»

نصب برنامه اندروید تاوبیو
مشابه ها