بَچه که بودیم
وقتی یهویی برقامون میرفت
بابامون هرجایِ خونه که بود داد میزد
نترسیدا من اینجام
الان تویِ جایی از زندگیم
دلم یکی ُ میخواد که وسطِ این تاریکی هایِ زندگی
اونجایی که هیچ نورِ امیدی وجود نداره
یهو داد بزنهُ بگه
نترسیا من اینجام...👨🏻♥💪🏻
#تکست️
وقتی یهویی برقامون میرفت
بابامون هرجایِ خونه که بود داد میزد
نترسیدا من اینجام
الان تویِ جایی از زندگیم
دلم یکی ُ میخواد که وسطِ این تاریکی هایِ زندگی
اونجایی که هیچ نورِ امیدی وجود نداره
یهو داد بزنهُ بگه
نترسیا من اینجام...👨🏻♥💪🏻
#تکست️
5.0
عاشقانه نیاز به همراه در سختی امید در تاریکی دلگرمی تکیهگاه در زندگی در روانشناسی «پایگاه امن» یعنی همان لحظهای که صدا...