تیکه بازی با ابوریحان؛ تو همیشه بیرونی!:
ابوریحان بیرونی در «تحدید نهایات الاماکن» فاصلهی درون و بیرون را با مثلثبندی از بین برد، اما تو با یک جناس، درون و بیرون را به دو قطب جدانشدنی اما متضاد تبدیل کردی. جالب اینجاست که مغز برای پردازش طنز، همزمان دو شبکهی معنایی متضاد را فعال میکند—درست مثل همین بازی «ورود» و «بیرون». حالا سؤال: اگر ابوریحان شعاع زمین را حساب کرد، مرز رابطهها را چطور میشود اندازه گرفت؟
راهکار:
این مصرع رو میشه از لنز روانشناسی خوند: شاید ناخودآگاه داری به نظریهی «دلبستگی ناایمن» اشاره میکنی—یکی همیشه در حال ورود و حضور است و دیگری همواره در مقام «بیرون» و گریز. اسمش رو بذار «سندروم ابوریحان»؛ خندهدار اما واقعی.