من شیطانم، تو با فرشتههات سرگرم باش؛ یعنی چی؟:
در روانشناسی یونگ، «شیطان درون» همان سایه است؛ بخشی از شخصیت که جامعه آن را انکار میکند. جالب اینجاست که پژوهشهای مدرن نشان میدهد سرکوب سایه نهتنها ما را فرشته نمیکند، بلکه باعث انفجارهای ناگهانی خشم میشود. کسی که خودش را شیطان مینامد، احتمالاً دارد آن بخش راندهشده را به آغوش میکشد؛ و همین او را واقعیتر از آدمهای همیشهخوب میکند. سوال این است: آیا بغل کردنِ سایه، آزادی است یا فرار؟
راهکار:
این جمله را میشود یک مرزکشی بازیگوشانه دید؛ آدمی که خودش را شیطان مینامد، دارد میگوید: «من همانقدر که میترسانی، جذابم.» یک قدم جلوتر: «ولی شیطانِ تو عاشق این است که فرشتهها را به بازی دعوت کند.»