تحمل سختیها و تبدیل شدن به آدمی دیگر:
تحت فشار مزمن، آمیگدال بزرگتر و قشر پیشپیشانی کوچکتر میشه؛ یعنی مغزت بهزور اولویتبندی بقا رو جایگزین خلاقیت و همدلی کرده. این تغییر بیولوژیک، دقیقاً همان «آدم دیگهای» هست که حسش میکنی. حالا سوال اینه: کدوم بخش از «آدم قبلی» رو حاضر نیستی حتی به خاطر بقا از دست بدی؟
راهکار:
این تغییر شخصیت میتونه یک بازنویسی ناخودآگاه از «من» قدیمی باشه. سعی کن دقیقاً بنویسی کدوم بخشهای قبلی رو نگهداشتی و کدومها رو عوض کردی؛ گاهی همان چیزی که فکر میکنی از دست دادی، در واقع سمی بوده که باید میرفته.