توے این اتاق، گرـב פּ غبارهایے کـہ توے نورِ بیرمقِ پنجرـہ میرقصن، تنها همصحبتهاے واقعیِ منن؛ انگار خوـבِ زمان هم خستـہ شـבـہ کـہ بخواـב تکون بخورـہ و اینجا، توے این چهارـבیواریِ ساکت، ثانیهها ؋ـقط روے تپشهایِ سنگینِ قلبم آوار میشن️
2.3
غمگین تنهایی سکوت و تنهایی احساس تنهایی در اتاق رقص غبار در نور ثانیههای سنگین واقعیت این است که وقتی انسان در سکوت مطلق قرار می...