جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تغییر شخصیت و گذشته

1 پست
متن های تغییر شخصیت و گذشته / بهترین متن تغییر شخصیت و گذشته [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
خاطراتی دارم
که از من می ترسند
می دانند
دیگر آن آدمِ دیروز نیستم
در گوشه ای پنهان می شوند
که مبادا
با لمس شان
چون کاغذی نازک تیکه
پاره شان کنم...


✦͙͙͙*͙*❥⃝∗⁎.ʚ امیر علی ɞ.⁎∗❥⃝**͙✦͙͙͙
1.8
غمگین شعر خاطراتی که می‌ترسند خاطرات شکننده تغییر شخصیت و گذشته ترس از خاطرات قدیمی
از نگاه عصب‌شناسی، هر بار خاطره‌ای را مرور می‌کنیم...

وقتی خاطرات از تو می‌ترسند؛ شعری از امیر علی:

از نگاه عصب‌شناسی، هر بار خاطره‌ای را مرور می‌کنیم، آن را از حافظهٔ بلندمدت بیرون کشیده و دوباره در قالبی تازه ذخیره می‌کنیم. این پدیده «بازتحکیم» نام دارد و یعنی حافظه مثل کاغذی نیست که از لمس پاره شود، بلکه هر دست‌زدن ما آن را بازنویسی می‌کند. خاطرات از ما نمی‌ترسند، بلکه همگام با ما تغییر می‌کنند. آیا این یعنی هیچ خاطرهٔ دست‌نخورده‌ای وجود ندارد؟

راهکار:

اینکه خاطرات از تو می‌ترسند، نشانهٔ شکاف بین خودِ دیروز و امروز نیست؛ دقیقاً همین ترس یعنی مرزهای «منِ» جدیدت آنقدر محکم شده که خاطرات، برای بقا در روایت زندگی‌ات، باید خود را با تو هماهنگ کنند. در واقع این تو نیستی که خاطرات را پاره می‌کنی، آن‌ها در حال بازسازی خودشان هستند تا در داستان امروزت جا بگیرند؛ پاره شدن کاغذ نازک، استعاره‌ای از بازنویسی ذهن است.

مشابه ها