شیر علف نمیخورد؛ یعنی آدمهای ریشهدار در سختی تغییر نمیکنند:
شیرها در واقع گهگاه علف میخورند، اما نه برای تغذیه؛ این رفتار مکانیزم فیزیولوژیکی برای تحریک استفراغ و خلاصی از مواد ناخواسته است. یعنی مصرف علف با «ذات گوشتخوار بودن» منافاتی ندارد. الگوی طعمهی هر جانور در ژنهایش تثبیت شده، نه در شرایط جنگل. سؤالی که این متن میسازد این است: آیا ما هم میتوانیم بدون از دست دادن هویتمان، برای بقا «علف بخوریم»؟
راهکار:
این جمله استعارهای از ثبات هویت است، نه یک واقعیت زیستی. نگاه تازه: شیر بودن یعنی نخوردن«فقط» علف؛ نه اینکه هیچوقت علف نخورد. ممکن است آدم برای عبور از بحران مجبور شود موقتاً خلاف طبیعتش رفتار کند، اما تا هویت اصلیاش را گم نکند، هنوز «شیر» است.