جستجو کنید..موضوع
نوع فیلترفیلتر
بهترزبان
بهترترتیب

تغییر فصل و رفتن عشق

1 پست
متن های تغییر فصل و رفتن عشق / بهترین متن تغییر فصل و رفتن عشق [پیشنهادی]
همه فیلتر
همه زبان
بهترین ترتیب
دیگر میانِ کوچه‌ها، سایه‌اش نیست

آن نغمه‌ای که می‌شنیدم، دیگر بهانه‌اش نیست

من ماندم و شهری که در خاطرم آوار شد

دیگر در این ویرانه، اثری از آن نشانه‌اش نیست

قابِ عکسی که غبارِ زمان بر رویش نشسته

دستی که گرمایِ حضورش، در کرانه‌اش نیست

کاش می‌شد در میانه راه، باز می‌گشتم

اما افسوس که راهِ برگشت، در زمانه‌اش نیست

او رفت و با خود برد تمامِ رنگ‌هایِ فصل را

حالا تمامِ پنجره‌ها، درگیرِ تکرارِ خزانه‌اش نیست…🚬️
3.9
There is no shadow in the alleys anymore. The song I heard is no longer an excuse. It is not on the shore, I wish I could return in the middle of the road, but alas, the way back is not in his time.🚬
غمگین جدایی احساس تنهایی پس از جدایی شعر دلتنگی خاطرات آوار شده تغییر فصل و رفتن عشق
دانشمندان می‌گویند مغز ما هنگام مواجهه با فقدان، ه...

شعر دلتنگی و خاطرات آوار شده در کوچه‌های بی‌سایه:

دانشمندان می‌گویند مغز ما هنگام مواجهه با فقدان، همان مدارهای عصبی درد فیزیکی را فعال می‌کند. جالب اینجاست که «بازگشت به گذشته» از نظر نوروپلاستیسیته غیرممکن نیست؛ حافظه هر بار که یادآوری می‌شود، بازنویسی می‌گردد. پس شاید «راه برگشت» در همان لحظه‌ای که شعر می‌نویسی، ساخته می‌شود. این شهر ویرانه همان جایی است که می‌توانی نقشه‌ای تازه روی آوار بکشی.

راهکار:

این حس، شبیه «اثر زئيگارنیک» در روانشناسی است: مغز ما خاطرات ناتمام را بهتر از خاطرات کامل به یاد می‌آورد. شاید بازگشت به قاب خالی عکس، نه نشانهٔ درماندگی، که سوختی برای شروع یک داستان تازه باشد. امتحانش کن.

مشابه ها