طنزی فلسفی بر سرِ «یکی بود، یکی نبود»:
این شروع کلاسیک داستانهای فارسی، در روانشناسی، نمونهای از «قالبشکنی شناختی» است. ذهن ما برای شنیدن یک داستان کامل آماده میشود، اما با «بیخیال قسمت نبود» ناگهان به جای گذشتهٔ نامعلوم، به بحث جبر و اختیار پرتاب میشویم. آیا طنز، تنها سلاح ما در برابر تقدیر است؟
راهکار:
میتوانی این ایده را با نوشتن یک «یکی بود، یکی نبود» مدرن برای شخصیتهای معاصر (مثلاً یک اینفلوئنسر یا یک استارتآپ) گسترش دهی و ببینی چه داستان طنزآمیزی خلق میشود.