عشق از نگاه یوسف و زلیخا؛ دردی که از معشوق آغاز میشود:
در علوم اعصاب، تماشای رنج کسی که دوستش داریم، همان نواحیای را فعال میکند که درد جسمی واقعی فعال میکند؛ بهویژه قشر کمربندی قدامی و اینسولا. به این پدیده «سرایت همدلانه درد» میگویند. داستان یوسف و زلیخا قرنها پیش از کشف نورونهای آینهای، سازوکار عشق را یک انتقال عصبی درد توصیف کرده است؛ یعنی رنج تن یوسف، بیواسطه در مغز زلیخا رمزگشایی میشود.
راهکار:
این تصویر را میتوان به زبان امروز چنین خواند: عشق یعنی اتصال دو سیستم عصبی؛ جایی که مرز تن و جان حذف میشود. به همین دلیل است که در سوگ عزیزان، دردی واقعی و قابل اندازهگیری در بدن حس میشود. جملهات عملاً توصیفی شاعرانه از همدلی درد است.