فاصله بین بودن و فهمیده شدن چقدر است؟:
در فیزیک مدرن، ذرات زیراتمی بدون «ناظر» فقط یک ابر احتمالاتی هستند. یعنی بودنِ محض بدون ناظر، حتی در بنیادیترین سطح هستی معنی ندارد. این یعنی بودن و فهمیده شدن در اصل به هم گره خوردهاند. پس شاید این فاصله یک توهم باشد، نه یک حقیقت مطلق. چه طور میشود که ما هم ذره باشیم و هم ناظر خودمان؟
راهکار:
این جمله رو میشه اینطور باز کرد: در روانشناسی به پدیدهای به اسم «توهم شفافیت» برمیخوریم—ما فکر میکنیم دیگران درون ما را میبینند، اما در واقع فقط رفتار ظاهری ما را میبینند. شاید فاصله همین جاست: بودن مثل فرستندهای بدون آنتن است، و فهمیده شدن یعنی گیرنده هم روی همان فرکانس باشد.