رها کردن از سر خستگی، نه از سر بخشش:
وقتی مغز منابع شناختیاش تمام میشود، قشر پیشپیشانی که مسئول کنترل تکانه و تصمیمگیری است، کمکار میشود. در نتیجه تصمیم به رها کردن نه از تحلیل اخلاقیِ بخشش، بلکه از مکانیزم حفظ انرژی صادر میشود؛ همان چیزی که در روانشناسی به «خستگی تصمیم» معروف است. جالب اینجاست که خستگی عاطفی مزمن، نواحی پردازش درد اجتماعی را هم فعال میکند؛ پس رهایی شبیه خاموش کردن یک زخم مداوم است.
راهکار:
خستگی اغلب آخرین ایستگاه پیش از رهایی است؛ وقتی دیگر انرژی برای جنگیدن نمیماند، رها کردن انتخاب نیست، بلکه واکنشی خودکار برای بقاست. شاید همین خستگی مرز بین عشق و اجبار را روشن میکند.