خورشیدی که شبم را به روز کرد:
در کرونوبیولوژی، نور صبحگاهی ساعت زیستی را تنظیم میکند و ترشح ملاتونین را متوقف میسازد؛ همان استعارهٔ «شب به روز». مغز عشق ایمن را هم مثل نور پردازش میکند: کورتیزول را متعادل و سروتونین را بالا میبرد. پس خورشید شدن برای یک نفر، فقط شاعرانگی نیست؛ بازتنظیم عصبی‑شیمیایی است. آیا آدمها میتوانند جای خورشید را بگیرند؟
راهکار:
ستاره فقط در تاریکی میدرخشد، اما خورشید در روز هم دیده میشود. عشقی که شب را روز میکند، اگر فقط در لحظههای سخت بماند، شهاب است؛ اگر در روزمرگی هم بتابد، خورشید است.