پارادوکس پول: خالق و نابودگر انسانیت:
پول در اصل یک فناوری اجتماعی برای ثبت بدهی بود، نه یک کالا. این اختراع به انسان اجازه داد فراتر از محدودهی ۱۵۰ نفری قبیله (عدد دانبار) همکاری کند، اما همزمان سیستم دوپامین مغز را طوری سیمکشی کرد که پاداش مادی، همدلی ذاتی را مهار میکند. آزمایشها نشان میدهند حتی دیدن تصویر اسکناس، رفتارهای نوعدوستانه را کاهش میدهد. گویی پول، مدار اخلاقی مغز را میانبُر میزند و ترازوی سود-زیان را جایگزین میکند.
راهکار:
پول ذاتاً یک آینه است، نه یک نیروی مستقل. آنچه انسانیت را میسازد یا نابود میکند، ارزشها و انتخابهای ما در استفاده از این ابزار است. شاید پرسش واقعی این باشد: وقتی پول داریم، کدام بخش از انسانیت خود را بزرگ میکنیم؟