زخمهایی که از آنِ ما نیستند؛ روایت مرگ تدریجی:
این جمله، استعارهای از «ترومای بیننسلی» است؛ مفهومی در روانشناسی که میگوید دردهای حلنشده والدین، مانند گلولهای در تن فرزندان فرو میرود. جالب اینجاست که مغز ما، درد دیگران را همانند درد فیزیکی خودمان پردازش میکند (نورونهای آینهای). پس این «مردگی» فقط یک استعاره نیست؛ یک مکانیسم عصبی است. آیا ما قربانی گلولههایی هستیم که هرگز شلیک نکردهایم؟
راهکار:
این متن، تصویری از «مرگ تدریجی» است؛ جایی که زخمهای دیگران، هویت ما را میسازند. میتوان آن را به این شکل گسترش داد: «ما با زخمهایی زندگی میکنیم که مال ما نیستند؛ اما آنها را به نام خودمان به دوش میکشیم.» این بازتعریف، گفتگو را از «قربانی بودن» به «مسئولیت انتخاب» میکشاند.