قدرت ویرانگر اشک در یک رابطه:
از دیدگاه عصبشناسی، اشکهای عاطفی حاوی هورمونهای استرس مانند ACTH هستند. برخی نظریهها میگویند این یک سیگنال شیمیایی اولیه برای درخواست کمک است. مغز طرف مقابل این سیگنال را با شدت بسیار بالا پردازش میکند، گویی خطری برای بقای پیوند اجتماعی وجود دارد. آیا این حساسیت بیشازحد، یک نقطه ضعف تکاملی است یا یک مکانیسم ضروری برای حفظ پیوندهای انسانی؟
راهکار:
این جمله بیشتر شبیه یک تصویر شاعرانه از شدت تأثیرپذیری عاطفی است. شاید بتوان آن را اینگونه بازنویسی کرد: 'گاهی یک نشانه کوچک از رنجِ کسی که دوستش داریم، دنیای درونیمان را به هم میریزد.' این بازنویسی بار دراماتیک جمله را حفظ میکند، اما آن را از حالت مطلقگرایانه ('نابود کردن') به یک تجربه انسانی قابلدرک نزدیکتر میکند.