دلنوشتهای درباره سیاه شدن تدریجی زندگی:
«اثر قطرهای شدن» (Drip Effect) تو روانشناسی میگه تغییرات کوچیک و مداوم، بزرگترین تحولات رو ایجاد میکنن. همونطور که یه قطره آب به تدریج سنگ رو سوراخ میکنه، یک سری تصمیمات یا رویدادهای کوچیک میتونن تمام چشمانداز زندگی رو سیاه کنن. جالبه که مغز ما نسبت به محرکهای منفی پنج برابر حساستره تا مثبت (سوگیری منفی). این یعنی گاهی تاریکی واقعی نیست، فقط لنز درشتنمای مغزته. سوال: برای بازگردوندن یه رنگ به این قاب، کوچیکترین قدم چیه؟
راهکار:
این حس تدریجی تاریکی رو میشه با مفهوم «کوری انتخابی» مقایسه کرد: وقتی ناخودآگاه فقط نقاط سیاه رو میبینیم، بقیه رنگها محو میشن. شاید جالب باشه یه لیست از سه لحظهی کوچیک بنویسی که توی همون روز اتفاق افتادن، حتی اگه بیاهمیت به نظر برسن.