من در کودکیم طعم بچگی را نچشیدم من در کودکیم لباس های پف دار نپوشیده ام من کودکی بودم که هیچ گاه مادرش موهایش را نبافت من کودکی بودم که از پشت شیشه های ویترین به عروسک هایی نگاه میکرد که همسالانش یکی از ان ها را داشت من کودکی بودم که زمانی که باید میخندید گریه را یاد گرفت و زمانی که باید شعر های مهد کودکش را یاد میگرفت درد و رنج مردم از دنیا را یادگرفت من کودکی بودم که در اوج خرد سالی آرزوی مرگ داشت ️
1.0
غمگین فلسفی روانشناسی از دست دادن معصومیت کودکی آسیبدیده رنج در کودکی تاورنج این متن، یادآور اشعار فروغ فرخزاد است. در واقع، ا...