رمانتهکوک"پارت4" ( شکوفه های بارانی )
یونگی (امگا): جونگکوک! گفتم امروز باید یه سری مدارک رو با هم چک کنیم. هنوزم تو داری وقتتو با نقاشیبازی میگذرونی؟
_یونگی! این تهیونگ، سردبیر مجلههایهنری هست. اومده بود تا نقاشیهام رو ببینه.
+خوشبختم،امممیونگی. منم اسمتون رو شنیدم.
جیمین (الفا) هم با لبخندی بر لب وارد گالری شد. موهای بلوندش با نور بارانی برق میزد.
جیمین: سلام! ببخشید که باعث مزاحمتون شدم.️
یونگی (امگا): جونگکوک! گفتم امروز باید یه سری مدارک رو با هم چک کنیم. هنوزم تو داری وقتتو با نقاشیبازی میگذرونی؟
_یونگی! این تهیونگ، سردبیر مجلههایهنری هست. اومده بود تا نقاشیهام رو ببینه.
+خوشبختم،امممیونگی. منم اسمتون رو شنیدم.
جیمین (الفا) هم با لبخندی بر لب وارد گالری شد. موهای بلوندش با نور بارانی برق میزد.
جیمین: سلام! ببخشید که باعث مزاحمتون شدم.️
1.4
عاشقانه هنری نقاشی روابط گالری هنری تاوگالری در این بخش از رمان، تعامل بین شخصیتها در فضایی هن...