ادامه پایانی : ارزوی محال خود را با روشنی اما تار بدست ار .
چون در دوران تو ای روزگار تو بر من بوده ای ولی من بر تو نبودم ولی اکنون مرگ با حضورش هم بر من بوده هم من بر مرگ خواهم بود .
اری که پیشه روزگار این است که مشقت در ان داوری تعیش بشریان را کند .
اری ای مرگ عزیز تو اکنون در این مجمع ارزوی همگان شده ای ، اری کهروشنی تو از روشنی روزهای این روزگار درخشنده تر است :)
زودی به سراغم ای که تومتحقق مطلوب من خواهی بود .️
چون در دوران تو ای روزگار تو بر من بوده ای ولی من بر تو نبودم ولی اکنون مرگ با حضورش هم بر من بوده هم من بر مرگ خواهم بود .
اری که پیشه روزگار این است که مشقت در ان داوری تعیش بشریان را کند .
اری ای مرگ عزیز تو اکنون در این مجمع ارزوی همگان شده ای ، اری کهروشنی تو از روشنی روزهای این روزگار درخشنده تر است :)
زودی به سراغم ای که تومتحقق مطلوب من خواهی بود .️
1.0
فلسفی تاریخی مرگاندیشی فلسفه زندگی ادبیات کلاسیک تاملات روزگار این قطعه، یادآور اشعار خیام و سبک ادبیات دورهی کل...