حمایت کورکورانه از ترامپ و نتانیاهو؛ نشانهای از ناهماهنگی شناختی:
آیا میدونستی یکی از قویترین مکانیزمهای روانی به نام «نظریه ناهماهنگی شناختی» باعث میشه افراد برای توجیه حمایت خود از رهبران محبوبشون، حتی شواهد تکاندهنده رو نادیده بگیرن یا تحریف کنن؟ مثلاً در آزمایش کلاسیک فستینگر، افرادی که برای عضویت در یک گروه فرقهای سختی کشیده بودن، حتی وقتی پیشبینی فرقه درباره پایان جهان اشتباه از آب دراومد، همچنان به رهبرشون وفادار موندن و اعتقاداتشون رو قویتر کردن. اینجا هم وفاداری به ترامپ و نتانیاهو با وجود جنایاتشون، دقیقاً همون الگوی دفاع از هویت شخصی در برابر واقعیتهای دردناکه. سوال جامعه: چطور میشه کسی رو بدون تخریب هویتش از این چرخه خارج کرد؟
راهکار:
این نوع حمایتهای کورکورانه ریشه در پدیدهای به نام «ناهماهنگی شناختی» داره: وقتی کسی هویت خودش رو به یک رهبر گره زده، حتی شواهد وحشتناک هم باعث تغییر نظر نمیشه، بلکه بیشتر روی موضعش میایسته. پیشنهاد: برای خروج از این چرخه، به جای حمله به طرف مقابل، ازش بپرس «اگر یه روز ثابت بشه اشتباه میکردی، چه چیزی باعث تغییر نظرت میشد؟»