احساس غریبگی در سفر؛ وقتی هیچ شهری تو را نمیفهمد:
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهد هیپوکامپ برای هر محیط جدید یک «نقشهی شناختی» میسازد و تا ۴۸ ساعت اول، مغز هنوز شهر را بهعنوان مکان ثبت نکرده است؛ به همین دلیل حس غریبگی فقط هیجان نیست، پردازش ناقص فضایی است. سفر یعنی مغزت از حالت خودکار بیرون میآید و شهرها را ناشیانه میبیند. آیا این نافهمیدن، تنها راه فهمیدن شهرها نیست؟
راهکار:
شاید «یک شهر نفهمید» یعنی تو دنبال شهری بودی که مثل خودت فکر کند؛ سفر برای پیدا کردن آینه است، نه مقصد. این نافهمیدن، خودش فهمیدن است.