رویای عاشقانه تعلق داشتن به معشوق:
در علوم اعصاب، احساس «تعلق» عاطفی به دیگری عمدتاً با اکسیتوسین و دوپامین شکل میگیرد؛ همان سیستم پاداشی که در اعتیاد فعال میشود. پژوهشها نشان دادهاند مغز عاشق پرشور، الگوی فعالیتی مشابه مغز فرد وابسته به مواد دارد. از منظر تکاملی، «مالکیت متقابل» در عشق، سازوکاری برای کاهش رقابت بر سر جفت و تضمین مراقبت از فرزند بوده، نه یک حقیقت رمانتیک. شاید زیبایی این رؤیا، در نادیدهگرفتن همین زیستشناسی باشد. آیا به نظر شما آگاهی از این مکانیسمها، عشق را کمتجربهتر میکند؟
راهکار:
این رؤیا وقتی قشنگتر میشود که «تعلق» را بهجای مالکیت، «انتخابِ دوباره» معنا کنیم: من هر روز با آگاهی تو را انتخاب میکنم و تو هم من را. به این ترتیب، عشق از یک قرارداد ایستا به یک ماجرای زنده تبدیل میشود.