مسئولیت گفتن دوستت دارم؛ توقع و تعهد عاطفی:
در نظریهٔ کنش گفتاری، «دوستت دارم» یک گزارهٔ توصیفی نیست؛ یک کنش اجرایی است: با گفتنش، واقعیت رابطه تغییر میکند. در روانشناسی شناختی هم اگر این جمله زودتر از احساس واقعی گفته شود، ناهماهنگی شناختی ایجاد میشود و مغز برای کاهش این تنش، احساسی را که وجود نداشته تولید میکند. نتیجه همان حس تعهد و وابستگی بعد از گفتن است که در متن آمده. به این میگویند سوگیری تعهد؛ ذهن برای توجیه حرفش، خودش را باور میکند.
راهکار:
از منظر روانشناسی، «دوستت دارم» بیشتر از آنکه تعهد ایجاد کند، تصویری از وضعیت فعلی ذهن گوینده است. رابطهها معمولاً با تکرار رفتارهای کوچک و مداوم ساخته میشوند، نه صرفاً با یک جملهٔ اعلامی؛ بنابراین سنگینی آن کلمه اغلب از انتظار اجتماعیاش میآید، نه از خود احساس.