ستارههای واقعی در تاریکی دیده میشوند:
واقعیت این است که ستارهها همیشه آن بالا بودهاند؛ نور خورشید اجازه دیدنشان را نمیدهد. در علوم اعصاب به این «سازگاری حسی» میگویند: مغز محرکهای ثابت را نادیده میگیرد تا برای تهدیدهای جدید آماده باشد. آدمهای همیشه حاضر هم همینطورند—تا روزی که بحران، مثل شب، همهجا را تاریک کند و مغز ناگهان «چه کسی بود» را از حافظه بیرون بکشد. پس تاریکی یک پردهبرداری است، نه یک معجزه.
راهکار:
تاریکی ستارهها را نمیسازد؛ فقط نور اضافی را کم میکند. شاید این جمله درباره آدمها هم صادق باشد: ارزشهای واقعی همیشه بودهاند، اما ذهن ما در روزهای خوش، قابلیت دیدنشان را ندارد.