چرا بازخوانی کتاب پایانش را عوض نمیکند؟:
هرمنوتیک گادامر: متن ثابت است، اما «افق فهم» خواننده با هر تجربه جابهجا میشود؛ پس پایان عوض نمیشود، معنایش عوض میشود. حافظه هم با هر یادآوری بازنویسی میشود و مغز همان مسیر را دقیقاً تکرار نمیکند. پارادوکس اینجاست: داستان یکی است، خواننده یکی نیست. کدام ثابت است: متن یا تو؟
راهکار:
پایان کتاب ثابت است، اما جای «تو» در آن داستان تغییر میکند؛ هر بازخوانی، نسخهای تازه از واکنشهای تو را رو میکند. شاید سؤال این نیست که پایان عوض میشود یا نه، بلکه این است که چرا انتظار داری چیزی بیرون از تو تغییر کند، وقتی معنا در لحظهٔ خواندن ساخته میشود؟