دوست نداشتن اجباری؛ چرا بعضیها خودشان را بیاحساس میکنند؟:
در روانشناسی به این حالت «سرکوب هیجانی» میگویند؛ فرد برای فرار از درد، نهتنها عشق بلکه ظرفیت کلی احساسش را غیرفعال میکند. پژوهشها نشان میدهد سرکوب مداوم هیجان سطح کورتیزول را بالا میبرد و بهمرور حساسیت سیستم پاداش مغز را کاهش میدهد؛ یعنی کسی که خودش را مجبور به دوست نداشتن کرده ممکن است واقعاً احساسش را خاموش کند، اما قیمتش از دست دادن شادیهای دیگر است. درد اجتماعی و درد فیزیکی در مغز تقریباً از یک مسیر عبور میکنند و انکار عشق نوعی بیحسی موقت است، نه درمان.
راهکار:
این جمله یک مکانیزم دفاعی روانی به نام «اجتناب تجربهای» را نشان میدهد؛ فرد با بیحس کردن خودش فکر میکند امنتر است، اما معمولاً هزینهاش اضطراب مزمن و ناتوانی در لذت بردن از زندگی میشود.