خاطرات عجیب: از سرخی گونهها تا اشک چشمها:
مغز خاطرات را با بار هیجانی ذخیره میکند. یادآوری خاطره شرمآور دستگاه عصبی سمپاتیک را فعال میکند و با گشادکردن رگهای صورت، گونهها را سرخ میکند. خاطرات غمگین هم غدد اشکی را تحریک میکنند و اشکی ترشح میشود که هورمونهای استرس مثل کورتیزول دارد. جالب اینکه اشک احساسی با اشک ناشی از برش پیاز کاملاً فرق دارد و پروتئین بیشتری دارد. یعنی خاطرات واقعاً شیمی بدن را عوض میکنند.
راهکار:
خاطرات مثل یک آینه دوگانه عمل میکنند: سرخی گونهها بازتاب شرمی است که از ارزشهای نقضشده میآید، و اشک چشمها نشان پیوند عمیق با فقدان یا حسرت. شاید هر دو دارند نشانمان میدهند که گذشتهمان هنوز در تار و پود حال تنیده شده و اتفاقاً همین زخمهای کوچک، ما را کاملتر و واقعیتر میسازند.