سرد شدن بعد از فراموشی؛ استعاره آدم برفی:
در روانشناسی، این «استعارههای جسممحور» برای توصیف احساسات، دقیقاً همانجایی است که مغز مفاهیم انتزاعی را با تجربیات فیزیکی پیوند میدهد. احساس «سرد شدن» عاطفی، فعالسازی همان مناطق مغزی را تحریک میکند که هنگام تجربه سرما فیزیکی فعال میشوند. آیا این توضیح میدهد که چرا شکست عاطفی واقعاً «درد» دارد؟
راهکار:
این استعاره از «سرد شدن» فیزیکی برای توصیف بیحسی عاطفی استفاده میکند. یک بازآفرینی خلاقانه میتواند این باشد: اگر قرار بود این احساس را به یک قطعه موسیقی یا یک اثر هنری انتزاعی تبدیل کنی، چه شکلی بود؟