بعضیها عجیب خوبند؛ آغوش خدا با دستان بندگانش:
در روانشناسی به این «تعالی اخلاقی» میگویند؛ دیدنِ مهربانیِ غیرمنتظره، اکسیتوسین ترشح میکند و حسِ پیوند با بشریت را زنده میکند. پژوهشها نشان دادهاند حتی تماشاگرِ یک کار خیر هم همان تغییرات فیزیولوژیکِ کمککننده را تجربه میکند؛ مهربانی موج میزند و به کل زنجیرهی انسانی منتقل میشود. این حالت با فعالیتِ عصبِ واگ و کاهش التهاب همراه است؛ یعنی خوب بودن فقط یک انتخابِ عاطفی نیست، یک حالتِ زیستیِ مسری است. آخرین بار مهربانیِ یک غریبه نفستان را گرفت؟
راهکار:
برای اینکه این حس برای مخاطب ملموستر شود، یک خاطرهی واقعی از همان «آدمِ عجیبخوب» را با جزئیات حسی تعریف کنید؛ مثلاً چه گفت، چه نگاهِ خندهای داشت، و دقیقاً همان لحظه چه احساسی در قفسهی سینهتان رخ داد. همین یک روایتِ مشخص، متن را از یک باورِ زیبا به تجربهای جاندار تبدیل میکند.