«تنهام نزار» پارت 4
_امم اقای محمدی! اقای محمدی!
بله خانوم؟
_من حالم بده میشه برید ی اب قند بیارید؟؟
_خدا به دور چیشده خانوم؟
_نه نه چیزی نیست
_چشم خانوم
متظر شدم بره یعنی برای چی نمیزاره من برم طبقه بالا؟
کیک کادو رو ورداشتم اروم از پله ها رفتم بالا.
کم کم به جز صدای کفشه پاشنه بلندم ی صداهایی میومد ولی واضح نبود از توی اییه راه رو صورتمو چک کردم و ی لبخند قشنگ زدم. ️
_امم اقای محمدی! اقای محمدی!
بله خانوم؟
_من حالم بده میشه برید ی اب قند بیارید؟؟
_خدا به دور چیشده خانوم؟
_نه نه چیزی نیست
_چشم خانوم
متظر شدم بره یعنی برای چی نمیزاره من برم طبقه بالا؟
کیک کادو رو ورداشتم اروم از پله ها رفتم بالا.
کم کم به جز صدای کفشه پاشنه بلندم ی صداهایی میومد ولی واضح نبود از توی اییه راه رو صورتمو چک کردم و ی لبخند قشنگ زدم. ️
1.0
عاشقانه شیطنت داستان کوتاه عاشقانه پنهان کاری نقشه مخفیانه سورپرایز تولد تحقیقات نشون میده وقتی برای یه سورپرایز نقشه میک...